<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>یادداشتهای مامانی و گل پسر</title>
<link>http://narcis1.blogfa.com/</link>
<description>روزنگار غنچه زیبای باغ زندگیمان علی </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 17 Oct 2009 10:43:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>ماماني خانه نشين </title>
<link>http://narcis1.blogfa.com/post-28.aspx</link>
<description>
سلام به همگي دوستان خوبم&lt;p&gt;بالاخره ماماني هم حسابي توي شيب تند دوره بارداري افتاده و با اميد به خدا از فردا مرخصي زايمان شروع ميشه و پيش وروجكهام هستم تا ابتداي ارديبهشت سال آينده .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;تقريبا كار عقب مانده ندارم خريد هاي آيدا كوچولو كامل شده و تخت علي هم كه طي 10 روز آينده بدستمون ميرسه خوشبختانه روتختي هم دقيقا مدل و مارك كاتالوگ تختش پيدا كرديم و تنها مونده چيدمان اتاق جديد بچه ها &lt;/p&gt;&lt;p&gt;جديدا پسركم با شايان پسر همسايه خيلي در دقابته مثلا ميوه خوردن ، ماماني  از يخچال ميوه مياره و جلوي گل پسري ميگذاره &lt;/p&gt;&lt;p&gt;علي : ماماني من سيرم &lt;/p&gt;&lt;p&gt;ماماني بعد از 10 دقيقه ميوه رو دست گرفته و با شور وشوق : واي علي بيا ببين مامان جون شايان چي واست فرستاده و گلپسري موز را از دست ماماني ميگيره و با اشتهاي تموم ميخوره .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ترفند جديد واسه جمع و جور شده اسباب بازي هاي علي از وسط اتاق &lt;/p&gt;&lt;p&gt;بابا محسن : علي اگر يكبار ديگه ببينم اسباب بازي هات وسط اتاق ريخته جمعشون ميكنم و ميدمشون به شايان &lt;/p&gt;&lt;p&gt;گلپسري به محض اينكه صداي ماشين را ميشنوه و متوجه ميشه بابايي از اداره برگشته به سرعت برق در حاليكه داد ميزنه بابايي اومد اسباب بازي هاش را جمع ميكنه .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;فعلا &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 Oct 2009 10:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=narcis1&amp;postid=28</comments>
<dc:creator>narcis1</dc:creator>
<guid>http://narcis1.blogfa.com/post-28.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دلتنگي هاي گلپسري </title>
<link>http://narcis1.blogfa.com/post-27.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;سلام به همگي دوستان گلمون &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;ميدونم كه خيلي دير به دير واست مينويسم گل قشنگم اما كاش ميدونستي كه ماماني چقدر خسته است و سرش شلوغه &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;گلپسري خيلي خيلي بهم وابسته شده .&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;وروجك حتي ميدونه كه چطور بايد احساساتم رو بر انگيزه &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/30.gif&quot;&gt;وقتي ساعت 11 زنگ ميزنم خونه كه ببينم بيدار شده يا نه و از احوالش جويا بشم گوشي رو ميگيره خيلي قشنگ سلام ميكنه و بعد كه ميپرسم خب چه خبر گلم تازه ميگه من از خواب بيدار شدم گريه كردم ( در حاليكه اداي گريه خودش را هم اجرا ميكنه ) بعد هم گفتم مامانم رو ميخوام ، مامانم رو ميخوام و... شايد بيش از 7 تا 8 با اين حرف را تكرار ميكنه &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot;&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;عزيز دل مامان كاش ميدونستي كه ماماني هم چقدر دلش تو را ميخواد &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/04.gif&quot;&gt;. يا اينكه بين مكالمه تلفني دائم از من ميپرسه ماماني كجا رفتي منو تنها گذاشتي .&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;چقدر دلم واسه گلم ميسوزه كه اينجور از الان داره با واژه تنهايي آشنا ميشه .&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;با پزشك مشاور مشكل را در ميان گذاشتم و اون با شناختي كه از گلم داشت به من اطمينان داد كه مشكلي نيست و يكسري راهنمايي هايي كرد كه بكار بستنشون تا الان به لطف خدا ثمر بخش بوده .&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;امسال ميخواستم گلپسري را از اول مهر مهد بگذارم اما پس از مشاوره و بررسي شرايط به اين نتيجه رسيديم كه اين موضوع را موكول كنيم به زماني كه من در مرخصي زايمان بسر ميبرم و از روزي 2 ساعت بصورت تفريحي باشه تا گلپسري بتونه با محيط خودشو وفق بده .&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;هفته گذشته جشن تولد محمد رضا پسر همسايه بود كه گلپسري هم دعوت شده بودو البته يك نمايش كودكانه به نام بهترين چيز دنيا كه من هم بليط تهيه كردم تا گلپسري را براي تماشا ببرم تصميم گرفتيم كه نمايش را سانس دوم ببينيم تا گلپسري به جشن تولد هم برسه  ،اول من رفتم بازار و يه ماشين واسه محمد رضا خريدم به خونه برگشتم و ماشين را كادو كرديم اما گلپسري همين كه ماشين را ديد و متوجه شد كه اين كادو قراره واسه محمدرضا باشه دندون طمعش تيز شد&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/29.gif&quot;&gt;و  با هزار ناز و كرشمه پيش من اومد و گفت ماماني من تولد نميرم البته وقتي كه ديد من جواب دادم باشه ماماني ميريم دم در خونه محمد رضا هديه اش را ميديم و تولدش را تبريك ميگيم بعد هم با هم ميريم نمايش ديد كه نه از اون خبرا نيست سريع نظرش را عوض كرد كه خوب اول بريم تولد بعد ميريم نمايش &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot;&gt; نشون به اين نشون كه بعد از 20 دقيقه اول كه كمي خجالت داشت و با و كنار من بود اونقد تولد بهش خوش گذشت و مشغولش كرد كه با التماس ميخواست كه ماماني نمايش نريم من ميخوام اينجا باشم و كلي با بچه ها رقصيد و وقتي برگشتيم خونه از خستگي خيلي زود خوابيد&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;به لطف خدا با آجي كوچولوش كماكان خيلي خوب ميونه داره و سخت بيتاب حضورشه &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/04.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;با شرايطي كه دارم امسال 3 يا چهار روز بعد از تولد سه سالگي علي بايد بيمارستان واسه تولد گل دخترم بستري بشم خيلي نگرانم چون سونوگرافي ۳۲ هفتگي وزن گل دخترم را يك كيلو و ۹۰۰ گرم نشون داده تصورش را بكنيد چقدر كوچولوهه&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/28.gif&quot;&gt; .&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;راستي يادم رفت بگم گلپسري به كارتون تام و جري خيلي خيلي علاقه منده و يكي از بازيهاي جديديش هم اينه كه ميگه من جريم و بلا نسبت شما من يا باباش هم خوب معلومه ديگه تام شديم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot;&gt; و ميگه شما بايد دنبال من بدويد حالا خودتون تصور كنيد يه تام با شكمي گرد و قلنبه كه من باشم چطوري بايد جري رو بگيره&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot;&gt; .&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;چند روز پيش واسه خريد بازار رفته بوديم كه يه ماشين در حاليكه عقب عقب ميومد به ماشين ما خورد و باقي قضايا ، فردا به منزل باباجون رفتيم ( باباي بابا محسن ) و پسركم شروع كرد به تعريف ماجرا &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;علي : ماشين آقاهه اينجوري اينجوري اومد ( در حاليكه خودش هم عقب عقب تاره حركت ميكنه ) خورد به ماشين بابايي داغون شد .&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;بابجون : خوب بابايي تو چكار كردي با آقاهه دعوا كردي &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;علي : نه &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;بابا جون : اخه چرا &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;علي : آقاهه سيبيل داشت من كه سيبيل نداشتم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot;&gt;.خلاصه اينكه علاقه پسرم به سيبيل كماكان سر جاشه &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;خوشبخت و سعادتمند باشيد . تابعد &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 04 Oct 2009 12:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=narcis1&amp;postid=27</comments>
<dc:creator>narcis1</dc:creator>
<guid>http://narcis1.blogfa.com/post-27.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مسافر كوچولو</title>
<link>http://narcis1.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description>سلام به همگي دوستاي خوبم
&lt;P&gt;بالاخره بعد از مدتها تونستم يه چيزي بنويسم البته فقط 20 دقيقه فرصت دارم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اين مدتي كه بلاگفا با ما سر ناسازگاري داشت ما هم دست به دامن پرشين بلاگ شديم و بالاخره دقيقا با همين عنوان  يه بلاگ جديد واسه گلپسري درست كرديم كه اگر دوست داشتيد براي اطلاع از ما به اونجا هم سر بزنيد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خلاصه اينكه حالا  مدتيه بلاگفا تقريبا دو هفته يكبار برامون عرض اندام ميكنه و من هم فرصت رامغتنم شمردم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/29.gif&quot;&gt; .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اينروزها منتظر حضور يه مهمون كوچولو هم هستيم كه از همه بي تاب تر واسه حضورش گلپسرمه&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/04.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گلپسري يه آجي آيدا ميگه و صدتا از زبونش ميريزه بيرون و خلاصه به لطف خدا تا الان كه ميونه خيلي خوبي با هم دارند و اميدوارم بعد از تولدش هم اين جريان صلح و صفا ادامه داشته باشه&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/28.gif&quot;&gt; .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تقريبا خريدهاي گل دخترم كامل شده و البته تخت و يكسري وسايل ديگر از مالكيت گلپسري خارج شده و به تملك آجي آيدا در آمده كه البته گلپسري كه مامان قربونش بره خيلي ماهه مثل يه مرد قضيه را پذيرفت و حتي وقتي توي اتاقش بازي ميكنه و توپش توي تختخواب سابقش ميفته مياد ميگه : &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علي : آيدا اجازه ميدي از توي تخت توپم رو بردارم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/12.gif&quot;&gt; .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ماماني به جاي آيدا: علي آجي ميگه آره داداشي خوبم اجازه ميدم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot;&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;البته صحبت كردن با آيداي هنوز به دنيا نيامده يك سري تبعاتي هم واسه من بيچاره داره و اون هم اينكه يكسري بايد به جاي خودم با گلپسري كه اينروزها ماشالله خيلي هم پرحرف شده حرف بزنم و يكسري هم به جاي آيدا &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/26.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد از خريدهم  لباس هاي آيدا و علي را يكي در ميان گذاشتم و به مامانم و بقيه نشون دادم تا يه موقع گلپسري دلتتنگ نشه&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/10.gif&quot;&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گلپسرم هر روز ازم ميپرسه ماماني پس آجي كي به دنيا مياد ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ماماني : پسرم وقتي كه خوب بزرگ شد و مثل شما  قوي شد مياد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علي ( هر روز بعد از صرف غذا در حاليكه شكمش را كاملا به جلو داده ) : ماماني ببين من چقدر قوي شدم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و بعد در ادامه هر خوردني كه دم دستش مياد به زور به من بيچاره هم ميخورونه و ميگه بخور آجي آيدا زود بزرگ بشه بياد پيشم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;واي دير شد فعلا &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 10 Aug 2009 12:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=narcis1&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>narcis1</dc:creator>
<guid>http://narcis1.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ازدواج عمه مهسا +شب یلدا</title>
<link>http://narcis1.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description>سلام به دوستاي گلمون 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هفته گذشته را كامل مشغول مراسمات ازدواج عمه مهسا و دايي امير بوديم و خوب اين بهترين فرصت بود براي گلپسري كه تا ميتونه آتيش بسوزونه و كسي هم فرصت دخالت در امورات آقا را پيدا نكند  &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;  بخصوص اينكه بابا محسن هم از روز دوشنبه ماموريت رفتند و پنج شنبه برگشتندو اين موضوع موجب شد كه متاسفانه در جشن  عروسي عمه مهسا هم حضور نداشته باشند &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به دنبال برگشت بابايي من هم جمعه براي حضور در جلسه اي به تهران رفتم و گلپسر را به دست مامانم يا بقول علي مامان دون (جون) سپردم و اين شد كه شنبه شب وقتي به آبادان رسيدم با شكايات واصله از اين طرف و اون طرف متوجه شدم وروجكم حسابي دلتنگي كرده و  دمار از روزگار كليه دست اندر كاران در امر نگهداري از گلپسر در آورده &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شب يلدا &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روز شنبه ساعت ۶ بعد از ظهر به اتفاق بابا محسن مستقيم از فرودگاه به بازار رفتيم هندوانه و انار و آجيل خريديم و به منزل رفتيم مامان و  محبوبه جون و داداش محمد را هم دعوت كرديم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بلافاصله بعد از رسيدن به خانه سفره شب يلداي رنگيني به كمك بابا محسن چيديم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خلاصه اينكه مامان با يك ظرف آش رشته&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/25.gif&quot; width=18&gt; ، و محبوب جون هم با آلوجنگلي و آلبالو و قيسي و... ساعت ۸.۵ به منزل ما  آمدند و جاي همگي دوستان گلمون خالي شب خيلي خوبي بود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گلپسري شب يلدا تازه براي اولين بار لواشك خورد كه خيلي هم به دهنش مزه كرده بود و و دائما بهانه لواشك را ميگرفت&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/30.gif&quot; width=18&gt; .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ميوه مود علاقه گلپسرم باباگال ( پرتقال) &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این پست مربوط به شب یلدابود که تازه قطعی شده &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/10.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 22 Dec 2008 11:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=narcis1&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>narcis1</dc:creator>
<guid>http://narcis1.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گل پسر نازنین مامانی </title>
<link>http://narcis1.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>سلام به تموم مهربونهای 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد از حدودا دو هفته شلوغ تقریبا میشه گفت سرم خلوت شده &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; حدودا ۲ هفته ای بود که  گل پسری خیلی سحر خیز شده بود &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;نمیدونید صبحها برای رفتن به سر کار با چه مکافاتی روبرو بودم ... چه حکایتی داره سر کار فتن ما . اما به لطف خدا امروز حسابی خواب بود  حتی جرات نداشتم ببوسمش که مبادا بیدار بشه و باز قصه تکرار بشه .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دلم واسه گلم خیلی میسوزه .نمی دونید وقتی از سرکار برمیگردم چطور به طرفم میدوه یکباره دلم میریزه که مبادا زمین بخوره و مقتی خودش را توی بغلم جا میده و از ذوق فراوان با اون لبهای کوچولو و غنچه اش تند تند صورتم را بوسه باران میکنه .... خدای من تو چقدر مهربونی که تمام دنیا رو توی بغل من جا دادی &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/04.gif&quot; width=18&gt;  و چقدر دلم میگیره وقتی که احساس میکنم گلم دلتنگمه وقتی میبینم دور ماندن از مامانم واسه خودم حتی یکروز هم غیر قابل تحمله دلم میگیره که باید از ۷صبح تا ۴ بعد از ظهر از نازنین دردونه ام دور باشم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/06.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روز شنبه جای همگی خالی لبو درست کردم و به اتفاق محمد و محبوبه جون و مامان جون و فاطمه رفتیم فضای سبز نرسیده به فلکه فرودگاه  خیلی خوش گذشت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امان از دست گلپسری نه به اون پدر که اصلا هیچ میونه ای با حبوبات نداره و نه به این پسر که عاشق حبوباته و به قول خودش دائما  ( بی بی یا ) میخواد . هر غذایی که درست میکنم باید به حر حال نوعی بی بی یا درش بکار رفته باشه &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;httphttp://www.divshare.com/img/6032466-86f://&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کلمات جدید پسرم :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قند : گند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قاشق : گلگل&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بادبادک : بادبادی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یه نکته جالب چند روز پیش  وقتی با علی بازی میکردم مجموعه حیوانات اهلی را اورده بودم  اسم حیوان و صداش را از علی میپرسیدم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مامانی : علی این چیه ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علی : پیشی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مامانی : پیشی چی میگه ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علی : میو میوووووووووووووو  &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/14.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مامانی : علی این چیه ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علی : ار &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/30.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مامانی : ار نه مامان خر . ار صداشه بگو خر &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علی : ار &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مامانی از ته گلو : علی بگو خخخخخخخخخخخخخخخخ&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علی : خخخخخخخخخخخخخخخخخخ&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مامانی:  حالا بگو خر &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علی : ار &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مامانی :&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/07.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/07.gif&quot; width=18&gt;....&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;اینهم یه گلپسر ژولی پولی من &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 411px; HEIGHT: 252px&quot; height=263 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.divshare.com/img/6032521-82e&quot; width=411 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;اینهم گلپسر ژولی پولی نق نقو ( وای خدای من چه شود )&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 396px; HEIGHT: 227px&quot; height=321 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.divshare.com/img/display/6032594-f19&quot; width=440 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیروز بابا محسن  گل پسر را بخاطر کشیدن و به زمین انداختن  لباسها خیس از روی رخت آویز تنبیه کرد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پسرکم میخواست خوابیده گریه کنه که سرش به زمین خورد و من که تا حالا همیشه اینجور مواقع با بابای هماهنگ بودم نا خوداگاه به سمتش رفتم و بغلش کردم نمی دونید چقدر خودش را واسم لوس کرد و البته  چشمتان روز بد نبیند که گلپسری تا یکساعت بعد با دهانی کاملا باز فریاد میکشید&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/06.gif&quot; width=18&gt; تا توجه  بابا محسن را هم به خود جلب کند و البته در کمال ناشیگری به محض اینکه بابا محسن گلپسرم را بغل کرد به بابای میگه : &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بابا علی آن به به  ( ترجمه : یعنی بابایی علی را با ماشین ببر بیرون و براش بستنی بخر ) میبینید گلپسرم چقدر مختصر و مفید صحبت میکنه &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 475px; HEIGHT: 330px&quot; height=494 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.divshare.com/img/display/4626397-ca1&quot; width=537 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 08 Dec 2008 10:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=narcis1&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>narcis1</dc:creator>
<guid>http://narcis1.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تولدت مبارك</title>
<link>http://narcis1.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description>
سلام سلام صد تا سلام 
&lt;p&gt;واي يادش بخير انگار همين ديروز بود كه در حاليكه  از فرط درد توان باز كردن چشمهام را نداشتم در حاليكه سرما تمام وجودم را گرفته بود و حسابي كرخت شده بودم از محبوبه پرسيدم پسرم را ديدي ؟ سالمه ؟ خوشكله ؟ &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/2uge4p4.gif&quot; /&gt; &lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/2uge4p4.gif&quot; /&gt;     تولد دو سالگي گلم هم به سلامتي برگزار شد   &lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/2uge4p4.gif&quot; /&gt; &lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/2uge4p4.gif&quot; /&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;مامان و بابا بهترينهاي دنيا را برات آرزو ميكنند علي گلم &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; height=&quot;604&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; width=&quot;341&quot; src=&quot;http://www.divshare.com/img/display/5900216-fd7&quot; alt=&quot;تولدت مبارك عزيز دلم&quot; style=&quot;width: 341px; height: 604px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جاي همه دوستاي گلمون خالي بود &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جمعه صبح زود با کمک محمد و محبوبه جون و دوست گلم فاطمه دست بکار شدیم سالن را تزئین کردیم و ساندویچ ها را پیچیدیم .واقعا دستشون درد نکنه حسابی زحمت کشیدند &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مهمانها شامل :&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مامان جون ( مامان خودم )&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مامان جون و بابا جون (مامان و بابای محسن ) &lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آجی محبوب جون و داداش محمد&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عمه ساراجون و دایی مهرداد و پردیس جون&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عمو سعید و زن عمو فاطمه و نیوشا جون &lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عمه مهسا جون و دایی امیر &lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و محمد مهدی نازنین دوست گلپسرم&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و همگی خیلی خیلی زحمت کشیدند که جا داره اینجا از همگی بخاطر حضورشون در تولد گلپسرم که گرمی بخش محفل ما بود و بخاطر هدیه های قشنگی که واسه گل ما آوردند یک دنیا تشکر کنم &lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;محمد مهدی جون سر ساعت ۶ به منزل ما اومد و اولین مهمان پسرم بود که البته بخاطر اینکه یک برنامه از پیش تعیین شده هم داشتند تنها نیم ساعت حضور داشت .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نمی دونید طی این نیم ساعت چقدر به این دوتا کاکل زری ها خوش گذشت حسابی رقصیدند و بازی کردند وبطوریکه من به این فکر افتادم که ایکاش فاميلهاي ما اينقدر به فكر كنترل جمعيت نبودند اونوقت هر كدام حداقل با دو سه جين بچه به تولد گپسرم ميامدند و كلي گل پسر ما مسرور ميشد &lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;  خلاصه طي مراسم تولد كلي پسركمون مجلس گرمي كرد &lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; /&gt;و ما علاوه بر اينكه فهميديم پسركمون در زمينه هاي مجلس گرم كني و حركات موزون بسيار مستعد هست به يك نكته قابل توجه ديگر هم در زمينه بچه هاي اين دوره و زمانه پي برديم و آنهم اينكه ماشالله پچه هاي امروزي به اين سادگي كلاه سرشون نمي رود حالا اين كلاه از هر نوعش كه ميخواد باشه حتي كلاه تولد&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/07.gif&quot; /&gt; باور نمي كنيد خودتون ببينيد &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; height=&quot;599&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; width=&quot;337&quot; src=&quot;http://www.divshare.com/img/display/5900235-87b&quot; style=&quot;width: 337px; height: 599px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; height=&quot;536&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; width=&quot;332&quot; src=&quot;http://www.divshare.com/img/display/5908470-c27&quot; style=&quot;width: 332px; height: 536px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;و بالاخره نتيجه &lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; height=&quot;533&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; width=&quot;330&quot; src=&quot;http://www.divshare.com/img/display/5908782-175&quot; style=&quot;width: 330px; height: 533px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اينهم يكسري از عكسهاي مسافرت به اصفهان &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; src=&quot;http://www.divshare.com/img/display/5908545-657&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt; &lt;img hspace=&quot;0&quot; height=&quot;268&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; width=&quot;454&quot; src=&quot;http://www.divshare.com/img/5908726-512&quot; /&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;center&quot;&gt; گلپسري در ساحل زاينده رود&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; height=&quot;263&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; width=&quot;444&quot; src=&quot;http://www.divshare.com/img/5908751-09a&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;از تمامي دوستان گلي كه تولد گلپسر عزيزم را تبريك گفته بودند يك دنيا ممنون &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Mon, 24 Nov 2008 10:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=narcis1&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>narcis1</dc:creator>
<guid>http://narcis1.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گل پسر در اصفهان </title>
<link>http://narcis1.blogfa.com/post-22.aspx</link>
<description>سلام به تمام دوستهاي گل نازنينمون 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوب بالاخره ما هم برگشتيم حسابي هم شرمنده دوستاي گلي هستيم كه بهشون سر نزديم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/10.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نمي دونم واسه چي هر سال ما فصلهاي پائيز و زمستان را براي مسافرت به اصفهان انتخاب ميكنيم و من و بابامحسن هم سرماخوردگي را با خودمون سوغات مياريم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; اما به نظرم اصفهان يكي از قشنگترين شهرهاي خداست به هر گوشه اي كه نگاه ميكني زيبايي و عظمت چشمات رو خيره ميكنه .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خلاصه روز پنجشنبه اول صبح به اتفاق مامان جون و محمد و محبوبه جون به سمت اصفهان راه افتاديم و در مسير رفت از شوش آرامگاه حضرت دانيال بازديد و زيارت كرديم جالب بود گل پسرم حاضر نبود از ورودي خانمها وارد حرم بشه خب ديگه پسركم مرد شده &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;. در مسير رفت به محلي به نام تنگه فني رسيديم كه جاي همگي خالي پيشنهاد ميكنم اگر گذرتون اونطرفها خورد حتما غذاشو امتحان كنيد گل پسري از اونجايي كه ديگه مرد شده غذاشو هم خودش انتخاب كرد&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; زرشك پلو با مرغ &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/12.gif&quot; width=18&gt;كه البته با وجودي كه من در مورد نحوه پخت و عطر غذاهايي كه با ماكيان پخته بشه خيلي سخت گيرم اما حقيقتا دست آشپزباشي  ( كه البته بعدا فهميديم آشپز باشي يه مكانيك بوده &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/30.gif&quot; width=18&gt;) درد نكنه و يه سوپ جو خورديم كه ... واي دلم از گرسنگي ضعف رفت &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/25.gif&quot; width=18&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  مسير آبادان تا اصفهان را 24 ساعته رفتيم وهر جا هم ميرسيديم يه چيزي خريديم كه البته با تذكر بابا محسن مبني بر اينكه هر گونه خريد ديگر مستلزم اين هست كه خريدار بالاي باربند بنشينه &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;خريدمون را موقتا تا اصفهان متوقف كرديم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گل پسري تمام مسير رفت و برگشت به من چسبيده بود و خلاصه اينكه دل و قلوه اي به مامانش ميداد كه بيا و ببين &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/14.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/04.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; width=18&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با وجود اينكه همه معتقدند آب اصفهان سنگينه و آدم كم غذا ميشه اما خوشبختانه در مورد گل پسرم اينجور نبود و ماشالله خيلي خوش اشتها شده بود اما خوب خيلي خيلي غذر ميخوام گلاب به روتون اين موضوع تبعاتي هم در بر داشت كه باعث شده بود بازديد كنندگان شهر زيباي اصفهان سراغ جاهاي ديدني شهر را بگيرند و ما خيلي ببخشيدا سراغ سرويس بهداشتي جاهاي ديدني شهر را &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چند روزي هم  منزل دايي رفتيم و حسابي به زحمتشون انداختيم و جا داره كه كلي از محبتشون تشكر كنيم .&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ني ني نازنين آقا رضا و زهرا جون آقا محمد مهدي گل را هم ديدم كه كلي پسركم هم عاشقش شده بود و باهاش ميونه داشت طوري كه حتي طفلكي موقع خواب هم از دست محبت هاي گاه و بيگاه پسرك ما در امان نبود&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گلپسري  از نظر كلامي پيشرفت چشمگيري داشته و خيلي خوب منظورش را ميرسونه در حال حاظر تنها مشكلي كه باهاش دارم قضيه دلتنگي ها و نا آرامي اول صبح پيش از سر كار رفتنه كه خيلي ناراحتم ميكنه . بارها و بارها خودم را بخاطر روزانه 9 ساعت دور از خانه بودن و حضور در محل كار سرزنش ميكنم . امروز مجدد جهت حل اين مشكل از دكتر آزاد فلاح وقت گرفته ام.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; راستي تا يادم نرفته فردا تولد گل پسرمه &lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://kay.smiley.free.fr/images/4813.gif&quot;&gt; و از همینجا تمامی دوست جونامون را دعوت میکنیم . خداي من گل قشنگم داره وارد سومين سال از زندگيش ميشه نميدونم چطور بايد  بخاطر اينهمه زيبايي و نمكي كه به زندگي من دادي سپاسگذار باشم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/28.gif&quot; width=18&gt;. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 05 Nov 2008 04:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=narcis1&amp;postid=22</comments>
<dc:creator>narcis1</dc:creator>
<guid>http://narcis1.blogfa.com/post-22.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روز كودك مبارك </title>
<link>http://narcis1.blogfa.com/post-21.aspx</link>
<description>
سلام به همه گلهاي قشنگ دنيا فرشته هاي كوچولوي زندگي مامان و باباها&lt;br /&gt;يه سلام ويژه هم به گلپسر دردونه خودم  گرمي بخش زندگي من و بابا محسن &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;div style=&quot;font-weight: bold; text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/04.gif&quot; /&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; /&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt;&lt;font color=&quot;#ff0000&quot;&gt;روز كودك مبارك&lt;/font&gt; &lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/04.gif&quot; /&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; /&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;font-weight: bold; text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; /&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; /&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; /&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; /&gt;&lt;font color=&quot;#0033ff&quot;&gt;گلپسرم قند عسلم روزت مبارك&lt;/font&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; /&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; /&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; /&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; /&gt; &lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;/font&gt;</description>
<pubDate>Wed, 08 Oct 2008 07:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=narcis1&amp;postid=21</comments>
<dc:creator>narcis1</dc:creator>
<guid>http://narcis1.blogfa.com/post-21.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عيد فطر مبارك</title>
<link>http://narcis1.blogfa.com/post-20.aspx</link>
<description>
 
&lt;p /&gt;
&lt;p&gt;سلام به همه دوستاي مهربونمون&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#3366ff&quot; size=&quot;4&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt;عيد همگي مبارك&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#3366ff&quot; size=&quot;4&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt;طاعاتتون قبول&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خوبيد ؟ اميدوارم كه همگي خوب و سرحال باشيد نكنه بگيد ماماني تنبل شده ها نه  ماماني بينوا اينقدر اين مدته سرش شلوغ بوده كه حتي توي خواب هم به فكر مديريت يكپارچه ، عدم انطباق ، خطي مشي و خيلي عذر ميخوام هزار ...ديگه بايد باشه ، اينهم يه صيغه جديد .خلاصه اصلا بگذريم بريم سراغ خودمون و گلپسر .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;روز عيد خيلي زود واسه شركت در نماز عيد  از خواب بيدار شديم البته تصميم داشتم گلپسرم را هم با خودم ميبردم كه گلپسري تا ساعت 10 خواب بود و بيدار نشد &lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/18.gif&quot; /&gt;  ظهر هم كه خونه مامان جون( مامان خودم) دعوت بوديم و بعد از ظهر هم كه خونه باباجون (باباي بابايي ) رفتيم و همينطور به پروين جون سرزدين كه ان شالله هفته آينده ني ني كوچولوشون پرنيان خانم به دنيا مياد .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اينكه با چه زحمتي گلپسري را از منزل بابا جون اينها برديم بماند آخه جديدا با يك مشكل جديد روبرو شديم و اونهم اينكه گلپسري هرجا كه ميره بخصوص اگر همبازی كوچولو هم داشته باشه ديگه حاضر نميشه برگرديم&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/30.gif&quot; /&gt; .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بعد هم به اتفاق مامان جون خاله محبوبه و داداش رفتيم خرمشهر كه جاتون خيلي خالي اول رفتيم زير پل و باوجود اونهمه توصيه مامان جون جگر خورديم البته جاي نگراني نبود جگرها حسابي پاستوريزه و هموژنيزه بودند &lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; يه حوض آب هم اونجا بود كه گل پسري را حسابي مشغول كرده بود .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;روز 5 شنبه را هم رفتيم پارك معلم البته قبل از اون رفتيم آجي پرديس دختر عمه ساراجون را هم با خودمون آورديم تا واسه پيك نيك روز جمعه با ما همرا باشه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و روز جمعه هم با برنامه ريزي قبلي گل پسر را تو خواب ناز بغل كردم را افتادیم به سمت مالاقا  خلاصه ۱۵ دقيقه اي بیشتر نبود كه گل پسري بيدار شده. شاد و قبراق و سرحال خلاصه گل از گلش شكفته بود&lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/01.gif&quot; /&gt; .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جاي همگي خيلي خيلي خالي حسابي خوش گذشت با گل پسرم به آب زديم و تاكنار آبشار رفتيم &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکبار هم دمپایی بابا محسن را آب برد که گل پسری کلی گریه کرد &lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/06.gif&quot; /&gt; و درنهایت با گرفتن دمپایی از آب قائله ختم بخیر شد .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از همه تماشایی تر توپ بازی پسرم که اجبارا بابا محسن را به صخره نوردی واداشته بود &lt;img height=&quot;18&quot; width=&quot;18&quot; src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یه عالمه فیلم و عکس خوشکل هم داریم که متاسفانه هنوز موفق به کپی در وب نشدم . &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.33smiley.com/moods/png/4.PNG&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sat, 04 Oct 2008 05:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=narcis1&amp;postid=20</comments>
<dc:creator>narcis1</dc:creator>
<guid>http://narcis1.blogfa.com/post-20.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گل پسر نگو بلا بگو </title>
<link>http://narcis1.blogfa.com/post-19.aspx</link>
<description>سلام به همگی دوستان مهربونمون 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پنج شنبه هفته گذشته بالاخره ما هم خاله &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/04.gif&quot; width=18&gt;محبوبه و داداش محمد&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/04.gif&quot; width=18&gt; را پاگشا کردیم البته  به دلیل اینکه در زمان آشپزی گل پسر به عنوان یک عضو جدا نشدنی دائما به من چسبیده و یک ریز میگه مامانی اییا (بیا) مطمئن بودم که در خانه نمی تونم پذیرایی شایسته ای داشته باشم این شد که رستوران دعوتشون کردیم . پسرکم هم مثل آقا ها نشسته بود اما به محض اینکه غدا ها سرو شده از صندلی پایئن آمد و به تمام میز ها سرکشی کرد که ببینه بقیه دارند چی میخورند&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/12.gif&quot; width=18&gt; و نکنه سر میز ما چیزی کمتر از بقیه باشه خلاصه اینکه چه زحمتتون بدم نه به اون اولش که اینقدر آروم نشسته بود و نه به آخرش که پاک آبروی ما رو برده بود و من و بابایی دائم باهاش درگیر بودیم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روز جمعه هم تولدم بود و کلی خوش گذشت جا داره از تمامی عزیزانی که منو شرمنده کردند حسابی تشکر کنم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; width=18&gt;البته جالبه بدونید که همون روز یعنی ۸ شهریور تولد بابا جون ( بابای بابا محسن) هم بود&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt; و روز قبلش هم روز تولد مادر جون( مامان بابا محسن ) بود&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt; و البته ۱۵ شهریور هم تولد داداش محمد&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt; و ۲۷ شهریور هم تولد محبوبه جون هست&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt; خلاصه نمیدونید چه خبره این شهریور ماه .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شنبه هم یک عالمه پیراشکی درست کردیم و محبوبه و محمد جون را هم دعوت کردیم اگر چه پیراشکی درست کردن با اعمال شاقه بود در یک چشم به هم زدن که از گل پسر غافل شدم دیدیم از تکیه گاه مبل بالا رفته و خدا به ما رحم کرد &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/28.gif&quot; width=18&gt;که نیفتاده بود و همچنین تمامی لباسهایی را که شسته بودم از روی رخت آویز به روی زمین ریخته بود &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/21.gif&quot; width=18&gt;اما پیراشکی ها خیلی خوب از آب در آمده بود جای همگی خالی .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این روز ها گل پسر خیلی بی اشتهاشده و  غذا نمیخوره و این قضیه حسابی اذیتم میکنه و هر روز باید  هزاران ترفند بکار ببرم تا گل پسرم غذا را بخوره . یکروز کچاب بریزم روی غذا و یکروز با موسیقی ، يكروز توي تاب بشينه و يكروز سوار سه چرخه غذا ميخوره ... به همين دليل يكشنبه به پزشك مراجعه كرديم اول كه دكتر عباسي زير بار نمي رفت دارويي واسه گلپسر بنويسه اما وقتي اصرار و پافشاري ماماني را ديد به نوشتن تونيك مينادكس اكتفا كرد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 01 Sep 2008 12:18:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=narcis1&amp;postid=19</comments>
<dc:creator>narcis1</dc:creator>
<guid>http://narcis1.blogfa.com/post-19.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
