|
سلام سلام صد تا سلام
واي يادش بخير انگار همين ديروز بود كه در حاليكه از فرط درد توان باز كردن چشمهام را نداشتم در حاليكه سرما تمام وجودم را گرفته بود و حسابي كرخت شده بودم از محبوبه پرسيدم پسرم را ديدي ؟ سالمه ؟ خوشكله ؟
تولد دو سالگي گلم هم به سلامتي برگزار شد
مامان و بابا بهترينهاي دنيا را برات آرزو ميكنند علي گلم

جاي همه دوستاي گلمون خالي بود
جمعه صبح زود با کمک محمد و محبوبه جون و دوست گلم فاطمه دست بکار شدیم سالن را تزئین کردیم و ساندویچ ها را پیچیدیم .واقعا دستشون درد نکنه حسابی زحمت کشیدند
مهمانها شامل :
مامان جون ( مامان خودم )
مامان جون و بابا جون (مامان و بابای محسن ) 
آجی محبوب جون و داداش محمد
عمه ساراجون و دایی مهرداد و پردیس جون
عمو سعید و زن عمو فاطمه و نیوشا جون 
عمه مهسا جون و دایی امیر 
و محمد مهدی نازنین دوست گلپسرم
و همگی خیلی خیلی زحمت کشیدند که جا داره اینجا از همگی بخاطر حضورشون در تولد گلپسرم که گرمی بخش محفل ما بود و بخاطر هدیه های قشنگی که واسه گل ما آوردند یک دنیا تشکر کنم  
محمد مهدی جون سر ساعت ۶ به منزل ما اومد و اولین مهمان پسرم بود که البته بخاطر اینکه یک برنامه از پیش تعیین شده هم داشتند تنها نیم ساعت حضور داشت .
نمی دونید طی این نیم ساعت چقدر به این دوتا کاکل زری ها خوش گذشت حسابی رقصیدند و بازی کردند وبطوریکه من به این فکر افتادم که ایکاش فاميلهاي ما اينقدر به فكر كنترل جمعيت نبودند اونوقت هر كدام حداقل با دو سه جين بچه به تولد گپسرم ميامدند و كلي گل پسر ما مسرور ميشد 
خلاصه طي مراسم تولد كلي پسركمون مجلس گرمي كرد و ما علاوه بر اينكه فهميديم پسركمون در زمينه هاي مجلس گرم كني و حركات موزون بسيار مستعد هست به يك نكته قابل توجه ديگر هم در زمينه بچه هاي اين دوره و زمانه پي برديم و آنهم اينكه ماشالله پچه هاي امروزي به اين سادگي كلاه سرشون نمي رود حالا اين كلاه از هر نوعش كه ميخواد باشه حتي كلاه تولد باور نمي كنيد خودتون ببينيد


و بالاخره نتيجه 

اينهم يكسري از عكسهاي مسافرت به اصفهان


گلپسري در ساحل زاينده رود 
از تمامي دوستان گلي كه تولد گلپسر عزيزم را تبريك گفته بودند يك دنيا ممنون
|