| سلام به همگی دوست جونامون
یک هفته اینترنتمون قطع بود و حسابی دلمون واسه تمام دوستامون تنگ شده بود اصلا دلمون یه ریزه شده بود ما که خیلی دوستون داریم شما رو نمیدونیم 
بالاخره تصمیم گرفتم ترس از رانندگی را کنار بگذارم و به اتفاق خاله محبوب جون به آموزشگاه رفتیم و خلاصه اینکه یک هفته ای هست که حسابی تحت تعلیمیم 
خلاصه واسه اینکه یک جور احساس گناه میکردم که زمان کمتری با گل پسرم تمام سعیم را بر این گذاشتم که زمانی که تو خونه هستم بیشتر به گل پسری رسیدگی کنم
این شد که علاوه بر اینکه هر بعد از ظهر گل پسری رو میبرم پیاده روی آب بازی در حمام را هم به برنامه هامون اضافه کردیم
شاید باورتون نشه اون گل پسری که هروقت میبردمش حمام تا محیط ۱۰۰ متری خونمون صدای جیغ هاشو میشنیدند حالا هر روز به زور دست منو میگیره و بااصرار میخواد روزی ده بار حمام کنه  
جمعه گذشته عقد کنون عمه مهسا جون بود جای همگی خیلی خیلی خالی جشن بسیار باشکوه و عالی برگزار شد و نمیدونید که گل پسر ما چه مجلس گرم کنی شده بود کلی فیلمهای خوشکل خوشکل ازش گرفتیم اما حیف که نميدو نم چطوری باید فیلمها رو به وبلاگش منتقل کنم خلاصه اینکه حسابی نیازمند یاری سبزتون هستیم 
چهارشنبه وقت مشاوره با دکتر فلاح گرفتم و قراره که ساعت ۹ به خونه برگردم و علی را هم با خودم ببرم آخه ما با گل پسر یک مشکلی داریم که از تمام مامان های گل که احیانا با وروجکهاشون این مشکل را داشتند و راهکاری واسه حلش به ذهنشون میرسه میخوایم که ما را از راهنمایی هاشون بی بهره نگذارند .
مشکل ما با گل پسر اینه که خیلی گاز میگیره باورتون نمی شه اما واسه عقد کنون مهسا جون واقعا مونده بودم که چه لباس بپوشم که کبودی های جای دندونها ی این گل پسر مشخص نباشه . مثلا داریم بازی میکنیم یکباره میببینی گل پسر احساساتی مامان بعد از شونصد تا ماچ و بوسه آنچنان گازی ازت میگیره که ... 
تاحالاهزاران راهکار مثلا اینکه وقتی گاز میگیره دست خودش را به طرف دهانش ببر م یا اینکه اسباب بازی های دلخواهش را برای مدتی ازش بگیرم و ... بکار گرفتم اما هیچکدام جواب نداده . ای بابا یکی یه فکری به حال ما بکنه امنیت جانی ما به خطر افتاده از دست گازهای گل پسری 
گل قشنگم امروز دقيقا يكسال و ۸ ماه و ۲ روز از لحظه زيباي تولدت ميگذره يكسري از كلماتي را كه در اين سن بكار ميبري مينويسم تا در آينده از مرور و ياداوري اونها گل لبخند روي لبهاي قشنگت شكوفا بشه گلم
حمام رفتن : بليم آب
افتاد: اتاد
توپ : پوپ
خروس و اردك و تمام اسباب بازي هاي پرنده : گوگا
ماشين : آن
گل پسرم توي اين سن صداهاي حيوانات و بخوبي ميشناسه و تقليد ميكنه  
ديروز كه به اتفاق گل پسري رفته بوديم قدم بزنيم واسش يه پازل چوبي خريديم و از زماني كه برگشتيم بابا محسن جون مشغول آموزش به علي شد بيچاره گل پسرم چه معلمي نسيبش شده بود هر قطعه اي كه درست و بجا نصب ميشد گل پسري از طرف بابا يي و من و خودش مورد تشويق قرار ميگرفت و هر قطعه اي كه اشتباه جا ميزد از طرف بابا محسن با انتقاد رو برو ميشد
حالا باز جاي شكرش باقيه بابا محسن معلم نشده وگرنه واي به حال شاگردهاي بينواش
علي در حال بازي با پازل 
ماماني 
بابايي بعد از هر اشتباه گل پسر 
گل پسري  
|