| سلام ٬یه عالمه سلام به تمامی دوست جونامون
روز شنبه گل پسرم رو بردیم خونه عمو علی پیش آرش کوچولو جای همگی خالی خیلی خوش گذشت گل پسرم حسابی با آرش جون بازی کرد و کلی ماچ و بوسه آبدار از آرش جون گرفت البته زیر نظارت دقیق و شدید ۲ تا محافظ شخصی (من و بابایی ) که یک موقع کار به جاهای باریک کشیده نشه . خاله مائده جون یه بلوز خیلی خوشگل نارنجی به تن آرش جون کرده بود که جلوش نقش یه ماشین داشت و از اونجایی که گل پسر ما نسبت به ماشین در هر شکل و شمایلی حساسیت ویژه داره چند بار در یک قدمی یورش به سمت ماشین روی لباس آرش دستمون به گل پسر رسید و کنترلش کردیم و خلاصه به خیر گذشت
گل پر ما خیلی فضول شده به قول بابا محسن جون اسم وبلاگ رو عوض کن و بگذار یادداشتهای مامانی و خراب کار آخه گل پسر ما به هر چیزی که دست میزنه خراب میشه 
آخرین آمار خراب کاری های گل پسر اینکه در جاکفشی خونه مامان جون اینها رو در آورده .
جعبه کیس کامپیوتر رو شکسته ( بینوا بابا محسن ! تازه یک هفته بود کیس رو عوض کرده بود تا به قول خودش سیستم رو ارتقاء بده ) حالا این بماند که چطوری این خبر رو به بابا محسن جون دادیم و چطور علی رو از عقوبت عملش دور نگه داشتیم دیگه بماند .
یک شنبه هم علیرضا جون و آرش جون به اتفاق عمو علی و خاله مائده وعمو مهدی و خاله ندا به خونمون امدند که خیلی خوش گذشت و قرارشد که پایان هفته به اتفاق هم بریم پارک .
امشب ساعت ۸:۳۰ ماموریت میرم تهران وباوجود تلاشهای فراوانی که داشتم متاسفانه برنامه کاری بابا محسن جور نشد که به اتفاق هم بریم خلاصه اینکه تا جمعه گل قشنگم رو نمی بینم و دلم واسش حسابی تنگ میشه . این اولین باره که مجبورم از علی دور باشم    
|