تبليغاتX
یادداشتهای مامانی و گل پسر
لیست وبلاگ های فارسی پرشین وبلاگ
یادداشتهای مامانی و گل پسر
مسافرت شیراز
سلام به همه دوست جونامون

بالاخره مامانی بعداز کلی کلنجار با رئیسش تونست هفته آخر سال را مرخصی بگیره و به سمت شیراز حرکت کنیم. هوراااااااا.....

این سومین سفر گل سره البته بابا محسن جون همزمان با ما راهی سفر بشه و قراره ۲۶ به ما بپیونده که دلمان خیلی براش تنگ شده

۲۶ اسفند وز عقد خاله محبوبه جون و محمد آقاست حسابی سرمون شلوغه براشون آرزوی خوشبختی میکنیم

متاسفانه نتونستیم برای رفتن به شیراز بلیت هواپیما تهیه کنیم و به اتفاق داداش محمد عزیز و مامان جون و خاله محبوبه جون راهی سفر شدیم و البته حالا بماند که با چه مشقتی به شیراز رسیدیم و چقدر علی آبروریزی کرد که مامانی پشت دستش رو داغ کرد دیگه با اتوبوش هیچوقت سفر نره البته بازهم جای شکرش باقیه که برگشت رو با هواپیما بر میگردیم   .

ممکنه تا پایان سفر نتونیم به دوستای اینترنتیمون سر بزنیم پس پیشاپیش عید نوروز را به همگی عزیزان تبریک میگیم و برای همگی سالی مملو از موفقیت با همرا ه بهترین و زیباتریت آرزوها آرزومندیم همیشه گل باشید روی ماه همتون رو میبوسیم نوروز مبارک

 
لینک نوشته
جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 -- مامانی 

تولد آرش جون مبارک
چيزي به شروع سال جديد نمونده حسابی وقت کم میارم  اما سعي ميكنم از هر فرصتي براي بروز كردن وبلاگ پسر گلي استفاده كنم 

سوم بهمن ماه امسال يك دوست كوچولو به دوستاي علي اضافه شد و آرش كوچولو به دنيا آمد تولد آرش خوشگله رو ( البته هنوز نديديمش اما مطمئنيم كه خوشگله ) به خاله مائده و عمو علي تبريك ميگيم

پسركم تازگيها ياد گرفته در كابينت هاي آشپزخانه رو باز كنه و .... اينكه چشمتان روز بد نبيند كه وقتي با صداي گريه آقا به آشپزخانه رفتم متوجه شدم فسقلي قاشق برداشته توي ظرف روغن بزنه كه قاشق از دستش به داخل ظرف افتاده و علي هم كه دستهاش رو تا بازو توي ظرف روغن فرو برده داره باگريه دنبال قاشقش ميگرده ... علي :         ماماني: 

درطول هفته گذشته  ماماني تصميم گرفت كه خانه تكاني بكنه و البته گل پسر هم از همكاري دريغ نكرد مثلا ماماني داشت گرد گيري  ميكرد و علي هم روي ميز ها رو زبون ميزد ؟؟؟؟!!!!

نه البته فكر نكنيد كه داشت شيطنت ميكردا   نه اصلا  حتما پسرم فكر كرده اينطوري ميزها خيس ميخوره و ماماني بهتر ميتونه با دستمال تميز شون كنه ...؟؟ !!   آره حتما همين طوره

اين هفته كه بابامحسن ماموريت بود عمه جان مهسا پيش ما آمد و به اتفاق هم بازار رفتيم خيلي بهمون خوش گذشت تازه عمه مهسا براي گل پسرم يك آن آن  (ماشين) هم خريد .مرسي عمه جون

اين هفته خواستگاري خاله جون محبوب و حسابي سرمون شلوغه و در تداركيم .

 

 
لینک نوشته
یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 -- مامانی 

ظهر يك روز زيباي پائيزي ۱۶ آبان سال ۱۳۸۵ ( ۷ نوامبر سال ۲۰۰۷ ) ساعت ۴۸: ۱۱ روز سه شنبه  در شهر آبادان خداوند مهربان علي زيبايم را به من (ماماني ) و بابا محسن هديه داد تا تمامي عشقي راكه در وجودمان داريم به پايش بريزيم و عاشقانه دوستش بداريم و زيبايي هاي زندگيمان هزار هزار ...برابر شود  

پسركم در بيمارستان شركت نفت آبادان با كادر پزشكي به رهبري خانم دكتر غزاله رستمي نيا ( از زحماتشون خيلي متشكرم )متولد شد، البته تايادم نرفته اينجا جادارد از زحمات بيدريغ سركار خانم فرامرزي عزيز كارشناس مامايي بيمارستان كه در نگهداري از علي در بيمارستان خيلي خيلي به من كمك كردند تشكر كنم اميدوارم در اين لحظه كه من خاطرات گل پسرم را مينويسم در كنار همسر و دختر گلشان در تهران باشند  .

علي كوچولو در لحظه تولد ۵/۳ كيلو وزن و ۵۳ سانتيمتر قد داشت .

لحظه تولد ني ني خوشگلمون بابا محسن ، هر ۲ تا مامان جونا، پدر جون ، خاله محبوب جونم ، ۲ تاعمه سارا و مهسا جونم اينها ، خاله شهلاعزيزم همگي بودند و كلي محبت كردند  

فسقلي مامان  الان يكسال و چهار ماه سن داره و ماماني تا الان خاطرات كاكل به سرش روي توي دفتر خاطراتش مينوشت اما بعد از آشنايي با دنياي وبلاگ نويسها تصميم گرفتم براي گل پسرم وبلاگ درست كنم

 اينجا  لازم ميدونم از دوستاي جديد عزيزمون كه سهم بسزايي در تهيه اين وبلاگ داشتند و من و علي هم از آشنائي باهاشون خيلييييي خيليييييي خوشحال شديم تشكرکنم 

 دوستتون داريم يه عالمه هر چي بگيم بازم كمه و تمام اين گلها ماچ و بوسه ها رو تقديم ميكنيم به مامان بانو و اوستا جون + رادين عزيز و ماماني مهربونش + وروجك نازنين آرش و مامانش +نازنین فاطمه گل و مامان گلش و همه و همه وهمه دوستای خوبمون که ما از طریق وبلاگهاشون باهاشون آشنا شدیم و از آشنائیشون خوشبختیم اما اونها ما رو نمی شناسند  

خيلي دوست دارم عكس گل پسر را توي وبلاگش بگذارم اماحيف كه هنوز بلد نيستم

 

 
لینک نوشته
دوشنبه ششم اسفند 1386 -- مامانی 

سلام به همه وبلاگ نویسهای دنیا
بالاخره پس از غریب به دو ماه انتظار و معطلی مامانی تنبل تصمیم گرفت مطالب و نوشته های دستی پسرک قشنگش را به این ترتیب در وبلاگش بنویسه پس مامانی جون دیگه از این به بعد تنبلی موقوف.!!...

 

 
لینک نوشته
دوشنبه ششم اسفند 1386 -- مامانی 


صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آخرین مطالب
ماماني خانه نشين
دلتنگي هاي گلپسري
مسافر كوچولو
ازدواج عمه مهسا +شب یلدا
گل پسر نازنین مامانی
تولدت مبارك
گل پسر در اصفهان
روز كودك مبارك
عيد فطر مبارك
گل پسر نگو بلا بگو

آرشیو وبلاگ
مهر 1388
مرداد 1388
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386

پیوندها
اوستا جون
مطبخ خاله جون
نويد جون
دختر ايروني جون (دوست باسليقه)
آرش جون
الهه جونم
قالب وبلاگ
ليست وبلاگ ها
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب::


  RSS